دومین سفر دختر گلم
اول از دخترم معذرت می خوام که نتونستم بیام و زودتر مطلب برات بنویسم راستش هم لپ تاپ و هم موبایل مامانی خراب شدن و هنوز فرصت نکردم برم درستشون کنم الانم از گوشی بابا جونت دارم استفاده می کنم. هفته پیش یعنی درست شب عید فطر برای عمه بهنازت خواستگار اومد و قول و قرار های عقدو هم گذاشتن. مبارکش باشه. روز بعد از خواستگاری هم بابا برای اینکه روحییه ای عوض کرده باشیم تصمیم گرفت بریم شمال، هوا اولش بارونی بود و وسط تابستون ادم احساس سرما می کرد ولی بعدش افتابی شد و هوا عالی بود. اولین بار بود که می رفتم نور هم خیلی زیبا بود و هم خوشبختانه هوا خوب بود ویلای ما درست روبه روی دریا بودو صبح با صدای موج دریا بیدار می شدیم. دست بابای گلت د...
نویسنده :
ریحانه
23:08


